اصل تطابق
ببینید ما تئوری داریم به نام مکانیک کلاسیک که یک سری مطلب می گوید
مثل فضای مطلق ، زمان مطلق قوانین برای حرکت و گرانش و ...
این تئوری چند سالی عمر می کند و بعد عمو آلبرت می آید که داستان چیز دیگری است
دیدگاه ما را کاملا عوض می کند نسبت به فضا و زمان و ....
زمانی که نسبیت خاص وارد صحنه می شود خط بطلان می کشد بر روی تئوری های قبل
بیان نمی کند که به این شروط نسبیت به سمت مکانیک کلاسیک میل می کند.
حتی اگر خود آلبرت هم این حرف را بزند من حرفش را قبول ندارم.
خوب پس داستان چیست؟
من تصور می کنم که ما همه جا باید نسبیت خاص را بنویسیم و با آن فرمول ها مطالب را حل و فصل کنیم ولی این روی کاغذ است حال ما فیزیکدانیم و باید ببنیم این مطالبی که حساب کردیم در کاغذ می توانیم در طبعیت با خط کش و ساعتمان اندازه بگیریم یا نه
در این جا ما متاسفانه یک مشکلی داریم و آن هم دقت اندازه گیری است.
مثلا من امروز ساعتی ندارم که زمان را به آن دقت اندازه بگیرید زمانی که سرعت ها پایین می آید و زمانی که گاما ( یک تقسیم بر رادیکال v بر c به توان دو ) را بسط می دهیم جملات بالاتر در حد خطاهای آزمایشگاهی می افتد و نمی توانیم به خوبی آن را اندازه بگیریم
در این جا چون ما وسایل خوبی برای آزمایش نداریم و یا چون آن همه دقت برایمان مهم نیست
بیان می کنیم که نمی خواهد خودتان را این همه اذیت کنید و نسبیت خاص را بنویسید با همان مکانیک کلاسیک کار کنید.
این بدین معنا نیست که من حتما زمانی که یک تئوری می نویسیم در اصطلاح در حد کلاسیک میل کند کبه تئوری های قبلی
من این بیان را در حد اصل نمی توانم قبول کنیم و زمانی ممکن است که برای من آن دقت مهم باشد و وقتی که به سمت کلاسیک میل می کنم باید جملاتی را نگه دارم.
من این اصل را من در آوردی می دانم که هیچ پشتوانه ای ندارد.
این نظر من است. می تواند درست باشد می تواند غلط باشد.
ممکن است خیلی خنده دار حرف زده باشم و یا خیلی عمق صحبت کرده باشم. من انسانم و احتمال دارد که خطا کنم.