آیا دنیا علی کار می کند؟ ( تفکری قلیل در باب علیت )

آیا دنیا علی کار می کند؟

قبل از پاسخ دادن به این سوال به نظر می رسد که ابتدا باید به این سوال پاسخ داد که علیت به چه معناست؟

من فکر می کنم علیت یعنی :

برای هر حادثه ای که در حال حاضر اتفاق می افتد بتوان دلیلی در گذشته پیدا کرد.

حال که مفهوم علیت روشن شد به سوال اصلی برمی گردیم.آیا دنیا علی کار می کند؟

پاسخ به این سوال برای عالمان دین و فیزیکدانان خیلی مهم است ( حداقل من این گونه فکر می کنم ).

ابتدا پاسخ عالمان دین را بررسی می کنیم، آنان بیان می کنند که :

ما در خلقت می توانیم رخدادها را به دو گونه طبقه بندی کنیم

·         رخدادهایی که از ابتدای عالم یا حتی قبل تر از آن وجود ندارند و در یک لحظه از زمان و مکان پدیدار می شوند. بعد از حادث شدن ، ممکن است طول عمری طولانی داشته باشند و یا ممکن است سریعا از بین بروند.

به این گونه رخداد ها " ممکن ا لوجود" می گویند.

·         رخدادهایی که از ابتدای خلقت و یا قبل تر از آن وجود داشته باشند، یعنی از ابتدا جاودانه بوده اند.

به این گونه رخدادها " واجب الوجود " می گویند.

 

در این جا ممکن است سوالی در ذهن مطرح شود، به چه علت ممکن الوجود ها حادث شده اند!

عالمان دین بیان می کنند همینکه این سوال امکان مطرح شدن دارد ، یعنی دنیا علی کار می کند! ( البته تا آن جا که من با آنان صحبت کردم.)

 

اگر کمی دقیق تر به موضوع بیندیشیم متوجه خواهیم شد ، این سوالی است که در ذهن آدمی متبلور شده است در حالی پرسش اصلی این نیست که " آیا ذهن علی کار می کند یا خیر؟ " ( بدین معنا که اگر ممکن الوجودی حادث شد، در ذهن چرا مطرح شود. ) سوال اصلی این است که  " آیا دنیا علی کار می کند؟ "

جواب عالمان دین اصلا قانع کننده نیست. شاید بتوانیم بگوییم سوالی که در ذهن من رخ می دهد جوابی در دنیای خارج داشته باشد ولی اصلا نمی توانیم بگوییم که جواب سوال ما مثبت است یا منفی؟ ( زمانی که آن پرسش رخ داده در ذهن ما ، آیا باشد .)

 

به نظر می رسد برای پاسخ به این سوال باید به بررسی دنیای مادی بپردازیم.

اما برای اینکه ما بخواهیم، با استفاده از داده های طبیعی جواب این سوال را بدهیم، مشکلاتی وجود دارد که باید به آنها اشاره کنم.

·         استدلال استقرایی

ما توانایی بررسی همزمان تمام پدیده های مادی را نداریم. این ناتوانایی ذاتی بشریت است و در طول تاریخ برطرف نخواهد شد. ما توانایی بررسی چند پدیده را داریم. اما آیا ما مجاز هستیم که با بررسی چند پدیده نتیجه بگیریم که کل جهان علی کار می کند یا خیر؟

در تمامی علوم تجربی ما از استدلال استقرایی استفاده می کنیم، تا زمانی که نقض آن مطلب ثابت شود.

مثلا ما در آزمایشگاه فیزیک مشاهده می کنیم که چند بار اکتریکی به یکدیگر نیرو وارد می کنند. از آن به کمک استدلال استقرایی بیان می کنیم که تمام ذرات باردار - در هر کجای عالم که باشند -  به یکدیگر نیرو وارد می کنند.

ما از این اصل استفاده می کنیم تا زمانی که خلاف آن را مشاهده کنیم. مثلا ببینیم که دو بار الکتریکی به یکدیگر نیرو وارد نمی کنند. ( البته ممکن است چند بار الکتریکی در یک آرایش هندسی خاص نیرویی به یکدیگر وارد نکنند، ولی دو بار الکتریکی اگر در فاصله کمی از یکدیگر باشند همواره به یکدیگر نیرو وارد خواهند کرد. )

در این هنگام ما یا آزمایش های خود را اصلاح می کنیم و آنها را دقیق تر انجام می دهیم و یا تئوریهای خود را تعمیم خواهیم داد و اصلاحاتی را در آنها به وجود خواهیم آورد.

بنابراین در علوم طبیعی، ما از استدلال استقرایی استفاده می کنیم تا زمانی که خلاف صحبت هایمان مشاهده شود و در این هنگام ما یا دقیق تر آزمایشات را انجام می دهیم و یا تئوریهای خود را اصلاح می کنیم.

·         جهل بشریت

ابتدا با یک مثال می خواهم این مفهوم را برسانم.

اگر امروز از همه ما بپرسند که چرا سیب از روی درخت به پایین می افتد، همه ما پاسخ خواهیم داد که علت سقوط سیب گرانش زمین است. حال فرض کنید که زمان نیوتن هستید و یا قبل تر از نیوتن، و هنوز نیوتن تئوری گرانش خود را ارائه نکرده است. اکنون چه پاسخی به سوال بالا می دهید؟

آیا بیان می کنید که دلیل خاصی وجود ندارد که سیب سقوط می کند؟ بنابراین من مثالی پیدا کردم که علیت را نقض می کند، لذا دنیا ذاتا احتمالاتی کار می کند!

برای اینکه ما پی ببریم یک پدیده که هنوز علتی برای آن شخصی پیدا نکرده است، علی است یا خیر باید چه کار کنیم؟ به عبارت دیگر راه تشخیص علی بودن یک پدیده چیست؟

ما یک سری عوامل را در نظر می گیریم و بعد مشاهده می کنیم که آیا آن عوامل در حادث شدن آن  پدیده موثر هستند یا خیر. ( البته این مطلب به شرطی  صادق است ، که آن رخداد تکرار پذیر باشد. )

ممکن است عده ای از عواملی که ما در نظر می گیریم در حادث شدن یک پدیده موثر باشند و عده ای دیگر دخالت در به وجود آوردن آن نداشته باشند. در این حالت که کار تمام است و ما پی برده ایم که فلان پدیده علی است.

ولی اگر عواملی که ما در نظر می گیریم در رخ دادن یک پدیده موثر نباشند، چه نتیجه ای می توان گرفت؟

به علت جهلی که ما داریم و ممکن است عوامل دیگری وجود داشته باشند که ما هنوز به آنها واقف نیستیم، نمی توان هیچ نتیجه ای گرفت. نه می توان گفت که آن پدیده علی است و نه می توان گفت که آن پدیده احتمالاتی است.

در این جا باید نکته ظریفی را اشاره کنم. به مثال زیر توجه کنید:

برای اینکه ما متوجه شویم که نیروی الکتریکی به چه عواملی بستکی دارد، ما می آییم فاصله، مقدار بار و عوامل دیگر را در نظر می گیریم. سپس با آزمون خطا پی خواهیم برد که نیروی الکتریکی فقط به بار و فاصله بستگی خواهد داشت. بنابراین ما تابعیت نیروی اکتریکی به کمیت های اصلی را پیدا کرده ایم اما این بدین معنانیست که ما پی برده ایم ،چرا دو بار الکتریکی  به یکدیگر نیروی وارد می کنند.

در این جا ما بررسی نکردیم که حادث شدن نیروی الکتریکی به چه عواملی بستگی دارد. ما فقط به این موضوع پرداختیم که اندازه نیرویی که دو بار الکتریکی به یکدیگر وارد می کنند به چه عواملی بستگی دارد. به عبارت دیگر ما بیان می کنیم که نمی دانیم چرا دو بار الکتریکی به یکدیگر نیرو وارد می کنند، ولی با روش آزمون و خطا پی می بریم که آن نیرو به چه عواملی مرتبط خواهد بود.

این دو نکته نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شود.

به طور خلاصه:

در بررسی علی بودن یک پدیده، اگر ما پی بردیم که آن پدیده علی است که مسئله حل شده است ولی اگر ما به عاملی دست پیدا نکردیم که در وقوع یک پدیده نقش داشته باشد، نمی توانیم نتیجه خاصی بگیریم.

 

 

اکنون می خواهیم به جواب سوال بپردازیم.

مکانیک کلاسیک یک تئوری علیتی است. اکنون آیا به کمک استدلال استقرایی می توانیم بیان کنیم که دنیا مادی علی کار می کند؟

در ابتدا به علت وجود کوانتوم مکانیک که یک تئوری احتمالاتی است، جواب به نظر منفی می آید!

با نگاهی به تاریخ کوانتوم مکانیک درخواهیم یافت که ما مشکلاتی برای توضیح رفتار دنیای ریز مقیاس داشتیم. دنیای ریز مقایس را مورد مطالعه و بررسی قرار دادیم.

آیا در این بررسی، ما عواملی را در نظر گرفتیم که موثر در دنیای ریز اتمی نبود! یا اینکه از ابتدا یک تئوری نوشتیم که فقط با تجربه موافق بود، بدون اینکه ما نقش هیچ عامل بنیادی تری را در نظر بگیریم.

آیا ما نقش عواملی را بررسی کردیم و سپس دیدیم که هیچ عاملی در دنیای ریز مقیاس موثر نیست و بعد جمله معروف "دنیا ذاتا احتمالاتی کار می کند" را بیان کردیم  یا از ابتدا گفتیم طبیعت ذاتا احتمالاتی کار می کند و بنابراین هیچ عاملی در آن نقش ندارد. جمله معروف “ Shut up & Calculate “

حتی اگر ما چند عامل را بررسی می کردیم و نقش آن عوامل صفر بود، بنابر جهل مان نمی توانستیم، نتبجه بگیریم که طبیعت ذاتا احتمالاتی کار می کند.

من فکر می کنم که کوانتوم مکانیک امروز وضعیتی مثل گرانش در زمان قبل از نیوتن را دارد.

بنابراین، به کمک استدلال استقرایی ما می توانیم نتیجه بگیریم که دنیا علی کار می کند.

تئاتر فیزیکی ( هر که دارد هوس شور و نشاط ... )

دوستان عزیز

من و خیلی از دوستام تصور می کنیم که علت این که خیلی ها تمایل زیادی به خواندن فیزیک ندارن این است که علاقه و رغبت به خوندن فیزیک نیست!!
نه چون فیزیک سخت و ...

من طرحی دارم که فکر می کنم می تونه خیلی شور و نشاط فیزیکی ها رو زیاد کنه
اول متن زیر را بخوانید


دوبروی در حال تفکر کردن است.

ماکسول با خود گفت چرا آهنگ تغییرات میدان مغناطیسی می تواند، میدان الکتریکی ایجاد کند ولی تغییرات زمانی میدان الکتریکی نمی تواند میدان مغناطیسی به وجود آورد. او با استفاده از تقارن حدس زد که باید قانون آمپر را تصحیح کند.
چندی پیش انیشتین بیان کرد که امواج الکترومغناطیسی خصلت ذره ای دارند.
تقارن به من می گوید که اگر امواج دارای خصلت ذره ای هستد، ذرات نیز دارای خصلت موجی هستند. حدس جالبی به نظر میاید. با این کار شاید بتوانم قدمی در کشف جهان مادی بردارم.
چگونه می توانم این فرضیه را فرمول بندی کنم. ( او فرمول خود را از p=hk - - تغییر چهارچوب های نسبیتی و استفاده از تبدیلات لورنتس به دست آورد. او در واقع از نسبیت خاص شروع کرد و از ابتدا فرمالیزم خود را هموردای نسبیتی نوشت.)
دوبروی در شاد شده است. زیرا تلاشش به سرانجام رسیده است، اما تعبیر این معاله چیست؟ در این معادله یک خصلت موجی به یک ویژگی ذره ای مرتبط می شود.
این دو پارامتر همزمان به یکدیگر مرتبط می شوند و این به چه معناست؟
چند روز بعد دوبروی کارش را از ابتدا با خود مرور می کند.
ابتدا با استفاده از تقارن حدس زدم که برای مواد خاصیت موجی وجود دارد. این خصلت را با تبدیلات لورنتس و معادل فوتوالکتریک انیشتین به دست آورد. حال معادله ای دارم که هر دو خصلت در آن به گره خورده اند.
سرانجام دوبروی تصمیم می گیرد
من این موج را جزیی از ماده در نظر می گیرم. بدین صورت که تمام مواد همزمان هم دارای خصلت موجی اند و هم خصلت ذره ای.( او اصل مکملیت را قبول نداشت و بیان می کرد که هر دو ویژگی همزمان در یک آزمایش قابل مشاهده هستند.) باید نامی برگزینم که دربردارنده این مفهوم باشد. (( موج مادی )) کلمه ای که نشان دهنده این مفهوم است.
چند روز بعد دوبروی در اتاق کاری اش نشسته است و به موج مادی فکر می کند و باید خود می گوید که باید دقیق تر تفکر کنم. خصلت موجی یعنی نوسان در مکان و زمان و خصلت ذره ای یعنی جایگزیدگی در فضا. اگر قرار باشد که این دو همزمان در یک ماده قابل مشاهده باشند من باید از چه ابزاری استفاده کنم که این دو ویژگی را یکجا داشته باشد.
ما تا به حال چنین موجودی نداشتیم! چه باید انجام دهم؟ نباید نا امید شوم تا این جا خوب جلو آمده ام.
اگر بتوانم موجودی بسازم که در ناحیه کوچکی از فضا نوسانات مکانی و زمانی داشته باشد به مطلوب خود می رسم. اسم آن موجود را که در شرف تولد است (( بسته موج )) می نهم حال حداقل نامی دارد.
دوبروی مقاله خود را منتشر می کند و شرودینگر مقاله او را مطالعه می کند.
تمام نظرات دوبروی را نمی توانم قبول کنم ولی مفهوم موج مادی را می پذیرم. اکنون باید برای تحول آن معادله ای بنویسم ( شرودینگر با مشابهت سازی از مکانیک کلاسیک معادله خود را موسوم به معادله شرودینگر نوشت.)
همه چیز به نظر خوب و عالی به نظر می رفت تا زمانی که شرودینگر، به پیش زومرفلد رفت و خواست که نظریه اش را بیان کند.
( ... بسته موج که نشان دهنده خصلت ذره ای و نوسانی ماده است با معادله ای که نوشته ام تحول می یابد ... )
زومرفلد به شدت در فکر فرو می رود گویی چیزی او را آزار می دهد. سرش پایین است و سکوت بر تمام اتاق را فرا گرفته است و شرودینگر منتظر شنیدن حرف های زومرفلد
زومرفلد ناگهان سرش را بالا می آورد و می گوید
مشکلی وجود دارد. بسته موج اگر پهن شدگی داشته باشد، چگونه می تواند نشان دهنده خصلت ذره ای ماده باشد؟
شرودینگر بی اختیار بر روی صندلی در کنار تخته سیاه می نشیند و می گوید که نمی دانم.
بعد از گذشت دو سال هنوز کسی نتوانسته است که این مشکل را حل کند.
تا اینکه بورن مقاله خود را در سال 1927 منتشر می کند:
من نمی توانم قبول کنم که موج وابسته به ماده واقعی است. تعبیر موج مادی را نمی پذیرم. ما موجی به ماده منتسب می کنیم که آن موج مختلط است بنابراین نمی تواند معرف یک کمیت فیزیکی باشد اما توان دوم آن، که یک عدد حقیقی است می تواند معرف یک کمیت فیزیکی باشد.
من با مشابهت از اپتیک موجی دریافتم که توان دوم موج وابسته به ماده می تواند احتمال حضور ماده در فضا باشد. بدین ترتیب مشکل پهن شدگی حل شد و فیزیکدانان این تعبیر از موج وابسته به ماده را انتخاب کردند
خود این موج نماینده هیچ کمیت فیزیکی نیست و فقط توان دوم آن احتمال حضور ماده در فضا است



در متن سعی کردم هم تاریخی و علمی بنویسم که سناریوار است ( تقریبا مثل فیلمنامه )
کمی به طرز نوشتن خودم فکر کردم
و با خود گفتم که می توان یک تئاتر فیزیکی ساخت
مثلا راجع به همین کوانتوم مکانیک که خیلی ها با آن مشکل دارند.
خیلی ها نمی دانند که چه شد ما به کوانتوم رسیدیم و ...
فکر می کنم با این تئاتر فیزیکی می توان بعضی از سوالات بچه ها را حل کرد و بچه ها احساس نشاط کنند از این تئاتر و خیلی هم تاثیر گذار است.

این شد که فکری رو که داشتم با دکتر موسوی و دکتر عتیق در میان گذاشتم.
هر دو به شدت استقبال کردند که کاری بسیار خوب و جالب است.
و از این اساتید خواستم که ما را در این کار کمک کنند و آنها تقریبا قبول کردند.
دیگه نشد که با اساتید صحبت کنم ولی دکتر عتیق که خیلی خوشش آمده بود و فکر می کنم که قبول کنه!

وقتی به دکتر موسوی گفتم
دکتر چند تا توصیه کرد، گفت مطالبی که ما سر کلاس به بچه ها می گوییم بعد از چند وقت از ذهن خیلی ها پاک می شه ویلی چون این تئاتر خیلی تاثیر گذار و ماندگاری اش در ذهن خیلی زیاد است بهتره دقیق آن را اجرا کنید.
گفتم دکتر کمک کنید یعنی چی کار کنیم
دکتر گفت
اول باید چند تا کتاب بخوانید که مطالبی که می گویید درست باشد. مثلا کتاب های تاریخی که به کوانتوم مکانیک پرداختن و کتاب های خوب فیزیکدانانی رو که در زمینه کوانتوم مطلب نوشتن.

بعد از اینکه مطالب رو جمع آوری کردید باید فیلمنامه را بنویسید. ( در این مرحله و مرحله قبل نظارت یک استاد الزامی است )

و بعد باید فیلمنامه را اجرا کنید.


خوب بچه ها اگه دستامون رو به گرمی توی هم فشار بدیم فکر کنم بتونیم این کار ارزشمند رو انجام بدیم. من تنها نمی تونم
باید همگی بخواهیم و همگی تلاش کنیم. اگر ما بخواهیم می تونیم کمی شرایط رو عوض کنیم.

حالا هر کدام از دوستان که تمایل دارد در هر کدام از زمینه ها کمک کنه آمادگی خودش رو اعلام کنه
فقط متاسفانه باید بگم که در مرحله آخر خانم ها نمی تونن حضور داشته باشن چون این جا دانشگاه قم است!

زیاد هم نباید سخت بگیریم. که ما که تاحالا فیلم نامه ننوشتیم. بابا کار دانشجویی دیگه. ما که نمی خواهیم توی جشنواره کن اون رو اجرا کنیم.

دیگه یا علی