حتماً همگی شما هم کلاسی های محترم منهای کسانی که کوانتوم نخوانده اند، شنیده اند که در کتاب معظم گاسیروووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووویچ و دوستان، یه اثبات هست برا حقیقی بودن ویژه مقادیر، به شرط هرمیتی بودن عملگر مربوطه.

حتما تو جزوتون هست.

اگر هم جزوه ندارید، طبق متن کتاب: "عملگرهای خطی به گونه ای هستند ..... و اگر بخواهیم مشاهده پذیر ها را نمایش دهند، باید هرمیتی باشند." بعد هم اومده حقیقی بودن ویژه مقادیر رو نتیجه گرفته.

(مشاهده پذیرها = ویژه مقادیر).

میدونید مشکل چیه؟ من رفتم سر جلسه امتحان، در ادامه جواب این سوال که :"حقیقی بودن ویژه مقادیر را ثابت کنید"، نوشتم: البته این اثبات (همون چیزی که سر جلسه نوشته بودم)، اثبات حقیقی بودن ویژه مقادیر نیست. دلیل من برای این حرف این است که شرط حقیقی بودن ویژه مقادیر از طرف طبیعت به ما تحمیل میشود و نه شرط هرمیتی بودن عملگر. یعنی میتوان عملگر های خطی و غیر هرمیتی ای هم پیدا کرد که دارای ویژه مقادیر حقیقی باشند. در صورتی که ما اینجا هرمیتی بودن را فرض کردیم و حقیقی بودن را اثبات!

شما هم فکر میکنید رو هوا حرف میزنم؟ دلایل خوبی وجود داره ها!

اصلا من اشتباه میگم! این به نظر شما بی احترامی به استاد تو کجاشه؟ این حرف برا استادم خیلی زیاد بود! نظر شما چیه؟ بگید کجای کارم اشتباهه؟ این که اینقدر استادم رو با شخصیت فرض میکنم که عمیق ترین چیزایی که اعتقاد دارم رو به عنوان جواب براش مینویسم؟ این که با وجود استقبال خود ایشون برا فکر کردن دانشجو ها، به تفکرات من برچسب نوا...."بیغ"میزنه؟ (این جمله خود ایشونه! قبل از اینکه منو با آب یکی کنه، از یه آدمی برام حرف زد که از لرستان اومده بوده و در مورد تئوری جهان شمول خودش داد سخن میداده، دکتر رزمی هم میگفته ایشون جزو "نوا ... بیغ" هستند! )

ایشون به من میگفت: چرا اون حرفا رو تو برگه امتحانیت نوشتی؟ گفتم: اینا برداشت های شخصی منه! ایشون میگفت: من هیچ وقت برداشت های شخصی خودمو دخالت نمیدم چون کار بدیه و بعد هم گفت که آدمای درست و حسابی زیادی کتاب کوانتوم نوشتند که همشون هم این اثبات رو دارند، بعد تو اومدی میخوای بزنی زیر همه این حرفا و ...............................

من کلی برا ایشون حرف زدم، کلی شفاف سازی کردم، کلی ....، در نهایت استادم متقاعد شد که من قصد و غرضی نداشتم! (هورا! هورا!)

مشکل اینجاست که من موقع بیرون اومدن از اتاقشون ازشون بابت چیزایی که نوشتم معذرت خواهی کردم! ایشون هم یه جورایی منو بخشیدند! یعنی من در آخر کار رسماً خودمو مقصر نشون دادم! بوی سوختن میاد! برم ببینم چی داره میسوزه!

اصلاً یادم رفت رو این نکته تاکید کنم که: این گزاره ای که تو امتحان نوشتم رو اولاً از خودم نمیگم و ثانیاً بی دلیل نمیگم. شما میتونید منو کمک کنید که برا یه حالت خاص ثابتش کنیم؟ تو فرم ماتریسی ساده میشه بررسیش کرد.